top header

کالین فریمن سردبیر سرویس خارجی ساندی تلگراف در مقاله ای مهم به تبیین نقش کلیدی حضرت آیت الله العظمی سیستانی در . حفظ صلح و آرامش در عراق و پیشگیری از خشونت های فزاینده کرده است و یادآور شده است که  این مرجع شیعه بهترین شخصیت برای دریافت جایزه صلح نوبل است . متن کامل مقاله کالین فریمن به این شرح است:.

اوباما و اتحادیه اروپا را فراموش کنید، فردی که باید جایزه صلح نوبل را ببرد یک روحانی عراقی است؛ گزارشی از تلگراف

نویسنده: کالین فریمن*

اکنون که مراسم اسکار به پایان رسیده است، بسیاری چشم انتظار یکی دیگر از مراسم های بزرگ دنیا هستند تا ببیند جایزه بزرگ صلح نوبل امسال به چه کسی خواهد رسید.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا و به نقل از تلگراف، هرساله در ماه مارس کمیته نروژی نوبل وضعیت نامزدهای سال برای کسب جایزه صلح نوبل را بررسی می کنند تا برنده اصلی را نهایتا در ماه اکتبر مشخص کنند.

این روزها مسئولین این کمیته به شدت درگیری بررسی وضعیت نامزدهایی هستند که بیشترشان بیشتر از آنکه صلح دوست باشند، سیاست مدارند.

البته دیگر آن دوره ای که برنده حتما یک سیاستمدار بود که در پشت پرده تلاش می کرد تا یک بحران و کشمکش طولانی مدت جهانی را حل کند، سپری شده است. این روزها، تعریف مشخص تر و سر راست تری از صلح مورد استفاده قرار می گیرد. مثلا در لیست نامزدها نوبل صلح 2014، اسم کسی مانند ادوارد اسنودن هم به چشم می خورد. اسنودن را یک سوسیالیست نروژی به این دلیل نامزد کرد که معتقد بود، ادوارد اسنودن بر میزان اعتماد و شفافیت در سیاست های امنیتی جهان افزوده است.

سال 2009 جایزه به رئیس جمهور تازه انتخاب شدۀ آمریکا، باراک اوباما، رسید. این دوره قبل از آن بود که اوباما این شانس را پیدا کند که سیاست های اصلی خود را در مسئله سوریه و اوکراین به جهانیان نشان دهد. اما با این حال، اوباما حداقل این قدر تواضع داشت که هنگام دریافت جایزه، از انتخاب شدنش احساس شگفتی کند. در عوض اتحادیه اروپا همین اندک تواضع را هم نداشت. جایزه صلح نوبل در سال 2012 به خاطر  توسعه " دموکراسی و حقوق بشر" به این اتحادیه تعلق گرفت. پس از دریافت این جایزه این اتحادیه  از این حرکت به عنوان تقدیر از کارهای برجسته این اتحادیه یاد کرد و اهدای جایزه به این اتحادیه را کاملا طبیعی دانست.

وقتی نام کسانی از این دست را به عنوان برندگان صلح نوبل، می شنویم، نمی توانیم به کارهای کنونی ایالات متحده و اتحادیه اروپا در اوکراین فکر نکنیم و بدبینی نسبت به این جایزه و مراسم پیدا نکنیم. اما آیا راهی هم هست که این همه بدبین به این مراسم نباشیم؟

جالب اینکه، یکی دیگر از نامزدهای جایزه صلح نوبل امسال خوزه موخیکا، رئیس جمهور اروگوئه، است که به این دلیل در لیست نامزدها قرار گرفته که مصرف ماریجوانا را در کشورش آزاد کرده است.

با این حال، هنوز هم در این بین نامزدها اسامی افرادی به چشم می خورد که به خاطر تلاششان برای نجات جان انسان ها، در لیست کاندیداها قرار گرفته اند. البته نامزدهای خیلی بهتری هم  می توانستند وجود داشته باشند که کمیته آنها را نادیده گرفته  و از قلم انداخته است. یکی از گزینه های اصلی در این مورد ، در ادامه می آید:

این نامزد، مردی است که در محیطی بحران زا در تلاش برای گسترش و فراگیر کردن صلح است. مردی که مقلدینش را از انتقام و کینه جویی در مقابل دشمنان بر حذر داشته است، حتی اگر آن دشمنان، قاتلانی باشند که هزاران نفر از مردم او را بکشند. مردی است که متواضعانه و مسالمت آمیز زندگی می کند و  دنبال منافع شخصی با جایگاه سیاسی نیست.

اشتباه نکنید منظورمان اهدای مجدد جایزه صلح به نلسون ماندلا پس از مرگش نیست ( ماندلا جایزه صلح نوبل را در سال 1993 برنده شد). منظور ما آیت آلله العظمی علی سیستانی ، بزرگترین مرجع شیعی عراق، است. کسی که در تلاش است تا عراق را از منجلاب یک جنگ داخلی بیرون بکشد.

آیت الله سیستانی، مانند بسیاری ازرهبران مذهبی عراق نیست که عادت دارند هر روز به تلویزیون بروند و برای مردم با یک اسلحه کلاشنیکوف دست تکان دهند. یا مانند بعضی از رهبران مذهبی عراق نیست که با بوش و بلر عکس یادگاری می گرفتند.  برعکس، وی هیچگاه تمایلی برای ملاقات و ایجاد رابطه با رهبران غربی نداشته است.

در واقع، آیت الله سیستانی 83 ساله، سرش به کار خودش است و در خانه ای محقر در شهر مذهبی نجف زندگی می کند و احکام شرعی می دهد و نیازها و احکام مذهبی لازم را برای مقلدانش فراهم می کند.  اگرچه شاید به نظر بعضی از غربی ها بعضی از فتواهای وی چندان مترقی به نظر نرسند اما اگر بافت و استاندارد های موجود در عراق در نظر گرفته شود، این افراد هم متوجه می شوند که بدون افرادی مانند آیت الله سیستانی اکنون عراق محیطی به شدت خشونت آمیز تر و خونین تر بود.

نمونه این امر را در زمانی می توان دید که تازه ایالات متحده به عراق حمله کرده بود. همان زمانی که بسیاری از افرادی که عضو سابق بعث و جز اقلیت سنی عراق بودند، با القاعده همداستان شدند و اتحادی منحوس به وجود آوردند که نه تنها کشتن آمریکایی ها را وظیفه می دانستند بلکه ترور و به قتل رساندن شیعیان را هم جزئی از وظایفشان می دانستند. شیعیانی را که نه تنها همکار آمریکا به شمار می آورند بلکه به عنوان فرقه ای مرتد از آنها یاد می کردند.

از آن زمان تاکنون جامعه  شیعیان عراق، همواره شاهد حملات خشونت آمیز علیه خود بودند. بیشتر بمب هایی که در بغداد منفجر می شود مربوط به همین گروه های وابسته به القاعده است که شیعیان را هدف قرار داده اند. چندین گروه مرگ سنی در عراق وجود دارد که به زائران شیعی که برای زیارت به نجف می آیند،  حمله می کنند و مراسم زیارتی آنها را به حمامی از خون تبدیل می کنند. در سال 2006، حتی تروریست های القاعده به حرم مقدس شیعیان در سامرا هم حمله کردند.

در چنین شرایطی و در میان این حمام خونی که تروریست ها بر پا کرده اند، آیت الله سیستانی، شیعیان را بردباری و عدم کینه جویی فرا می خواند. البته موانع زیادی هم سر راه وی وجود دارد و به خصوص بعد از حمله سنی ها به سامرا چالش های زیادی بین اجتماعات شیعه و سنی عراق شکل گرفت.

با این حال ، با نگاهی به شرایط وخیم و بحرانی عراق می توان متوجه شد که  بدون افرادی مانند آیت الله سیستانی، شرایط فعلی به مراتب می توانست بدتر و خونین تر باشد. آیت الله به پیروانش نصیحت می کند که اگر کسی کشیده ای به گونه چپشان شد،آنها گونه راستشان را هم جلو بیاورند تا کشیده ای هم به این قسمت صورتشان بزند. آیت الله سیستانی با این تلاش برای از بین بردن فرهنگ انتقام جویی، حتی زمانی که خون یکی از اعضای خانواده پیروانش در میان باشد، باعث شده است که قدری از شدت فاجعه های عراق کاسته شود و بسیاری از دیپلمات های غربی هم به این امر واقفند. وی امروزه در تلاش است تا فضایی مسلامت آمیز و بدون خشونت در عراق به وجود بیاورد و این در حالی است که  گروههای وابسته به القاعده هر روزه بر تلاششان برای جنگ افروزی در عراق می افزایند.

مسئله ای که بیش از همه کار آیت الله سیستانی را برجسته می کند این است که او در شرایطی به ترویج صلح اقدام کرده است که کمتر کسی به تمجید و سپاس از او به خاطر کارهای ارزشمندش می پردازد. حتی بسیاری از شیعیان او را متهم می کنند که در مقابل خشونت های سنی ها، واکنش های مسالمت آمیزی نشان می دهد. در طرف مقابل هم القاعده ای ها به خاطر اینکه وی جنگ های فرقه ای و داخلی را نفی می کند، با وی به شدت مخالفند.

او حتی پیروانش را از شرکت در عملیات های تروریستی علیه آمریکاییان در عرق بر حذر داشته است و هر چند بسیار به او توصیه کردند که برای افزایش نفوذ خود به این گونه اقدام های روی خوش نشان دهد، باز هم زیر بار ترویج خشونت نرفت.

با این حال برعکس نلسون ماندلا و دالایی مالا، در میان غربی ها و رسانه های غربی چندان نام آیت الله سیستانی به چشم نمی خورد و این در حالی است که ایت الله سیستانی یکی از کسانی است که بیشترین تلاش را برای استقرار صلح در خاورمیانه به عمل آورده است.

درست است که یک بار مسیحیان عراق آیت الله سیستانی را با عنوان اینکه وی الگویی از استفاده از روش های مسالمت آمیز و صلح دوستانه در اختیار مسلمانان قرار داده است، به عنوان نامزد به کمیته جایزه صلح نوبل معرفی کردند اما وی هیچگاه نامش در لیست اصلی نامزدهای جایزه صلح قرار نگرفته است. امروز هم آیت الله سیستانی به جای اینکه مانند خیلی ها تور گردشگری جهانی برگزار کند و مراسم های سخنرانی در این سو و آن سوی جهان به پا نماید، هنوز هم در خانه محقرش در نجف است و تلاش می کند تا صلح را به عراق بیاورد.

شاید آیت الله سیستانی بیش از حد  آرام، مسالمت جو و صلح دوست است، طوری که  کمیته جایزه صلح نوبل، او را در میان این هم هیاهونادیده گرفته اند.

پاسخگویان به سوالات شرعی

پاسخگویان به سوالات شرعی

پرسش و پاسخ

سایت رسمی آیه الله سیستانی